بابا جون

نمیدونم صدامو میشنوی یا نه

حتما میشنوی آخه مامان میگه بابا همیشه پیشته همیشه صداتو میشنوه

باباجون پس کجایی؟؟چرا نمیبینمت؟؟؟

یه سال پیش یه عده آدم بد تو رو ازم گرفتن

مگه خودشون دختر ندارن بابا ؟

آدم بدا از ما چی ميخوان چرا همش باباهای ما رو می گيرن ؟!

از وقتی تو رفتی ، مامان يواشكی گريه میکنه 

و از این طرف به من دلداری میده که گریه نکنم و آروم باشم

 اما نمی دونه كه شبا وقتی اشك می ريزه من نگاش می كنم .

خيلی دلتنگتم بابايی .

رفتنت طولانی شده همش به خودم می گم اگه تا 100 بشمرم بابايی مياد

بيشتر از 100 تا روز رو شمردم ولی نيومدی بابا...

مگه خودت دلتتنگم نمی شی ؟

نكنه دختر بدی بودم ، اذيتت كردم ، باهام قهری ؟

ولی آشتی  كه شبا به خوابم می آيی

خونت رو عوض كردی رفتی به يه جای قشنگ 

همسايه ی خدا شدی كاش هر چه زودتر ما رو هم می بردی

همیشه نقاشی اونجایی که هستی رو میکشم 

و خودم ومامانی رو کنارت قرار ميدم .

 بابایی تو که نیستی آقا خیلی هوامونو داره ، همش ازت تعریف میکنه .

میگه جای بابات توی بهشته ، خوشبحالت که 

همچین بابایی داری که همه بهش افتخار میکنن .

آقا رو خیلی دوس دارم

خیلیا میخوان اذیتش کنن ولی اون صبر میکنه 

من صبر رو از اون یاد گرفتم 

آخه اون تو دلش پر غمه ولی چهرش نورانی و خندونه .

میخوام درس بخونم و مثل شما و عمو مصطفی بشم  

میخوام مثل شما مهندس برق بشم .

بابایی نگران کشورمون هم نباش 

آخه از وقتی تو رفتی پیش خدا تازه فهمیدم که 

ایران پره از کسایی که مثل شمان 

و کسایی که میخوان مثل شما بشن و راهتون رو ادامه بدن ....

اگه بودی نميذاشتی توی اين روز عيدی ، چشای دخترت بارونی شه 

و آه و حسرت نداشتن تو به دلش باشه .

ولی نيستی بابا نيستی تا يه بار ديگه دنبالم كنی 

و با شيطنت پدرونه ات منو برنده ی بازی هامون كنی 

و مثه هميشه خودت بازنده بشی ....

ولی بابا تو بردی از خيليا 

از اونايی كه پشت آقا رو خالی كردن 

حتی از آدم بدايی كه فك می كردن با شهيد كردنت برنده می شن .

روزت مبارك بابايی ناز آرميتا